طنز
نقش یک نشریه دانشجویی در وخیم شدن اوضاع پروندهی هستهای ایران
يك روزنامه صبح در گزارشی مفصل از تاثیر نشریه طنز کشکینه بر روند پروندهی هستهای ایران خبر داد. به تبع آن و با فاصله اندکی بخش زیادی از نشریات و سایتهای خبری داخلی و خارجی به ارائه تفسیر و تحلیل پیرامون این موضوع پرداختند. داستان کامل این قضیه به نقل از روزنامه کیهان به اين شرح است: در چند هفته پیش مطلبی در نشریه طنز دانشجویی دانشگاه تربیت معلم تهران به نام کشکینه پیرامون مسائل هستهای کشورمان منتشر شد که به سرعت توسط مراکز خبری جهانی بازتاب پیدا کرد. داستان از آنجا آغاز شد که در مطلب طنزی از این نشریه به نقل از جناب دکتر محمود احمدی نژاد، رئیس جمهور کشورمان مطالبی آورده شد با این مضامین که : ما به دنبال بمب هسته ای نیستیم زیرا آن را سالهاست به دست آورده ایم و قصد داریم نخستین آزمایش آن را در جلسه شورای امنیت انجام دهیم تا عبرتی باشد برای دیگران همچنین در جایی دیگر از مطلب طنز مذکور باز به نقل از دکتر احمدی نژاد آورده شده بود: در صورت گستاخی و بی تربیتی بیش از حد آمریكا و انگلیس ، شورای امنیت را منحل اعلام خواهم كرد و مدیریت آن را به یکی از استانداران خود خواهم سپرد. بعد از انتشار این نشریه در سطح دانشگاه و رسیدن متن آن به خبرگذاریهای خارجی در مدت زمانی کوتاهی تمام تلکسهای خبری این مطالب را از قول رئیس جمهور منتشر کردند. ۲ ساعت پس از انتشار این خبر سخنگوی کاخ سفید در کنفرانسی خبری اعلام کرد که ایالات متحده آمریکا با یاری مراکز اطلاعاتی خود همانند سیا و با همکاری بی دریغ هم پیمانان ایرانی و غیر ایرانی خود به مدارکی مستدل برای اثبات انحراف برنامهی هستهای ایران از مسیر صلح آمیز خود خود دست یافته است. به رغم فشار شدید خبرنگاران حاضر در جلسه برای افشای این اسناد کاخ سفید از انتشار آنها خودداری کرد.بلافاصله بعد از کنفرانس خبری سخنگوی کاخ سفید و انتشار حجم زیاد گمانه زنیها مختلف از طرف رسانههای دیداری و شنیداری جهان پیرامون این اسناد، رئیس جمهور آمریکا در تماسی مستقیم با کوفی عنان خواستار تشکیل جلسه فوری شورای امنیت به صورت کاملا محرمانه شد. اهمیت حادثه زمانی افزایش مییابد که از زمان دبیر کلی کوفی عنان هیچ کدام از رئیس جمهوران آمریکا به طور مستقیم با عنان صحبت نکردهاند و همواره مسائل از طرف منشی معاونت مسائل مربوط به سازمان ملل وزیر امور خارجه آمریکا پیگیری میشده است. خبرهای غیر رسمی حاکی از غش کردن( ناشی از خوشحالی) عنان به دلیل این گفتگوی مستقیم است.
منابع مطلعی که نخواستند نامشان فاش شود از به هوش آمدن وی بعد از ۲۰ دقیقه خبر دادند.در عرض زمان کوتاهی تمام روسای جمهور کشورهای عضو دائم شورای امنیت سازمان ملل در مقر این سازمان در نیویورک جمع شدند و منتظر جناب آقای جرج دبلیو بوش شدند.
جناب آقای بوش به همراه کاندولیزا جون پس از ۳۰ دقیقه تاخیر وارد جلسه شدند.با توجه به اهمیت این جلسه روزنامه کیهان بااتخاذ شیوههای بسیار محرمانه و مختص خود(۱) گزارشی از این جلسه فوق سری تهیه کرده است. در ادامه گفتگوهای این جلسه را میخوانید.
جرج بوش خطاب به عنان: مردک این مامورین دم در به چه حقی جلوی کاندولیزا جون رو گرفتند؟ مگر نمیدانند ما هر جا میرویم او هم باید باشد؟
عنان با لکنت زبان: بِ…بِبخشید قربان.
رایس رو به عنان: مگه جلسه محرمانه نیست؟ تو به چه حقی اینجا تمرگیدی؟ برو گمشو بیرون!
{عنان به سرعت از اتاق خارج میشود.
بوش برمیخیزد و دور سر حاضران – یعنی روسای جمهور و نخستوزیران فرانسه، آلمان، انگلیس، روسیه و چین و اولمرت نخست وزیر اسرائیل به عنوان عضو افتخاری با ۵ حق رای – قدم میزند. ناگهان آن یک برگی را که در دستش بود روی میز میکوبد و میگوید:}دیدید ما و کاندولیزا و اولمرت راست میگفتیم؟ دیدید شما چقدر سادهلوح بودید؟ بفرمایید این هم اعتراف رسمی این احمدی چی چی؟
رایس: احمدی نژاد.
بوش : بله همین ایشون. رئیس جمهور ایران گفته که بمب اتم دارند. تازه تهدید کرده که به نیویورک هم حمله اتمی خواهد کرد. آن وقت تا ما میخواهیم آنها را تحریم کنیم شما مِن مِن میکنید.
بلر در گوشی به رایس: این چی چی هست؟ از کجا آوردید؟ ما ۶ – ۷ سال کلی جاسوس فرستادیم چیزی پیدا نکردیم بعد شما یه تیکه کاغذ که معلوم نیست به چه زبونیه(۲) آوردید میگید مدرک؟
رایس: این یه نشریه فوق سری در ایران است که فقط بین کله گندهها پخش میشود.
اولمرت: ما که میگوییم همین الان حمله اتمی کنیم به ایران و نسل اینها را بخشکانیم تا خیالمان راحت بشه.
شیراک: آن وقت اونها هم بمبهای اتمیشون رو بریزن سر ما؟ تازه احمق جون شما که نزدیکترید و زودتر میرید هوا! تازه اگر ۲۰۰ تا کلاهک خودتون هم منفجر شه که دیگه هیچی …
بوش بلند ادامه میدهد: آقا جان پس ما باید همین الان قطعنامه تنظیم کنیم بریزم و ایران را اشغال کنیم.
پوتین با طعنه: حالا میخواهی بذار ۲۰ دقیقه بعد! دیر نمیشه {با نیشخند}
رایس: آقایون شوخی نداریم که! مساله جدیاست!
آنجلا مرکل: اولا بنده خانمم! ثانیا جداً؟
بوش: خوب حالا که این قدر ترسویید بیایید حداقل یه تحریمی علیه این محور شرارت بکنیم.
بلر: من که موافقم.شیراک: این ۲۸ سال که همش برامون ضرر بود آخه کدوم احمقی بازار به این خوبی رو از دست میده
اولمرت به نشانه اعتراض یک لیوانِ پر مشروب میخورد!
پوتین: واقع بین باشید! هم ما بمب اتم داریم هم اونها. تحریمهای این ۲۸ ساله رو هم برداریم و شریکشون کنیم تو یه بخشی از جهان!
بوش با گریه: نه! نه! من یه راه حلی میخواهم که توش تفنگ باشه …
بلر: هر چی جرجی بگه.{
رایس یک لگد میزند به پای بلر و یک تفنگ اسباب بازی هم میدهد به بوش و میگوید:} راه دیگری نیست؟همه میگویند: نخیر!
رایس: مبارک است انشاء